لطيف قزوينى
مقدمه 28
فوائد الطفية ( فارسى )
در اينجا مقصود از بيمارستان ، بيمارستان تهران است . اين بيمارستان چنانكه اينجانب در كتاب تاريخ بيمارستانهاى ايران از آغاز تا عصر حاضر نگاشتهام ، همان بيمارستان و مريضخانهء مخصوص دولتى است كه بيمارستان نظامى براى لشكريان بود و در 1269 ق . در سوّمين سال ورود دكتر پولاك ( Polak ) استاد اطريشى دار الفنون به دستور دولت و به كوشش دكتر نامبرده در تهران تأسيس شد . البته در سال 1284 ق . نيز بيمارستان ديگرى به نام مريضخانهء دولتى در محدودهء شهر ، در حدّ شمال و غرب تهران ساخته شد ، با توجّه به زمان تأليف كتاب ، مقصود مؤلّف از بيمارستان ، بايد همان بيمارستان نظامى باشد . اكنون به چند مورد از تجربيات و مشاهدات پزشكى لطيف قزوينى مىپردازيم : - درمان گرفتگى صدا ( بحة الصوت ) « 1 » : از مجرّبات است سوختن داغ به طريق معمول ؛ و دستور عرض حقير ، سينه را در بحة الصّوتى كه مزمن و طول كشنده باشد ، بگيرند جوهر انتيمون را به قدر يك مثقال و با كره بياميزند و چند يوم بر سينه بمالند و هر صباح در حمّام بشويند ، بعد از چند دفعه فضاى صدر جوشش خواهد نمود و صوت باز مىشود . ( صفحهء 54 ) - تركيب مجرّب ( به تجربه رسيده ) براى درمان خنازير « 2 » : ايرسا ، زراوند ، زفت هر يك جزوى ، مرهم دياخيلون مثله ممزوج كرده بر خنازير گذارند ، آن را تحليل دهد . ( صفحهء 55 ) - در مورد تشنگى مفرط ، با اتكاء به استنباط و تجربه و قاعدهء عمليّه بيان خاصى دارد كه جالب است و مىتوان در مورد آن بحث نمود : و حقير آنچه خود استنباط و به تجربه و قاعدهء كلّيه حاصل نمودهام نوعى از عطش مفرط را از تزايد رطوبات لزجهء غليظه در فم معده دريافت نموده كه به واسطهء حرارت غريبه تعفّن پذيرفته باشد ، و او چنان است كه اصلا از شرب ماء تسكين نپذيرد و آنچه شرب آب زيادتر شود ، بيشتر طلب نمايد . ( صفحهء 77 ) - در درمان استسقاء آنچه را كه صاحب ذخيره ( سيّد اسماعيل جرجانى ) ذكر فرموده ، به محك نقد كشيده و صحّت آن را تأييد مىكند . ( صفحهء 94 ) - وى تجربيات مكرّر خويش را در مورد مؤثّر بودن عصارهء ريوند و همچنين نوشيدن قهوهء عشبه در درمان استسقاء يادآور مىشود . ( صفحهء 94 ) - مرهم مجرّب براى درمان بواسير :
--> ( 1 ) . لارنژيت مزمن ( Chronic Laryngitis ) ( 2 ) . اسكروفول ( Scrofula ) : سل اوليّه كه در طناب لنفاوى گردنى در ناحيهء گردن ، زير گلو و زير بغل ايجاد مىشود . ( رجوع شود به فرهنگ اغراض طبّى تأليف حسن تاجبخش )